مردها موجودات پیچیده ای هستند همانگونه که زن ها پیچیده اند. عده ای از زنان بویژه فمنیست های میانه رو بر این باورند که اگر مردها نباشند زن ها راحت ترند، کمتر دلهره دارند و کمتر رنج می کشند. این دسته از زنان فکر می کنند که اگر مردها نباشند راه پرواز زن ها به آسمان باز می شود.
یکی از این زنان فمنیست می گوید:« خیال می کنیم اگر مردها نباشند ، تا آسمان پرواز می کنیم اما یک روز متوجه می شویم که در قلعه ای که از عشق خودشان برای ما ساخته اند اسیر شده ایم؛ قلعه ای با دیوارهای بلند و سر به فلک کشیده. از همان ابتدای آشنایی با مردها متوجه نبودیم که آرام آرام دیوارهای این قلعه را بالا می برند و ما بدون واهمه فقط ایستادیم و تماشا کردیم ...».
برخی روانشناسان هم بر این عقیده اند که مردها با همه ی پیچیدگی شان ، خلق و خویی بچه گانه دارند و بسیار کم پیش می آید که به مردی بر بخوریم که به سن بلوغ رسیده باشد. مردها کودکانی اغلب ماجراجو ، تنوع طلب ، فراموشکار و فعالند.
مثل پیکان دست دوم!
فمنیست های تندرو هم معتقدند مردها مثل « ذرت بو داده» هستند چرا که هر چند بامزه اند اما جای غذا را نمی گیرند. این گروه از فمنیست های تندرو مردها را به «پیکان دست دوم» تشبیه می کنند که ارزان و غیر قابل اطمینان هستند. اما فمنیست های مدرن ، پا را از این گونه اظهار نظرهای صرفا تئوریک بسیار فراتر گذاشته و یک نظریه تئوریک- پراکتیکال ارائه داده اند و آن این است که « مردها را بکشید حتی اگر پدرانتان باشند»!
زنانی هم وجود دارند که از مردها به دلیل برخی برداشت های نادرست آنان از جنس زن عصبانی هستند و می گویند:« مردها کاملا در اشتباه اند که فکر می کنند جنس زن، سيري نا پذير، حسود و بیش از حد احساساتی است». اینان باورهای غلط مردان نسبت به زن را ناشی از عدم شناخت صحيح و عدم درک روحيه ی لطيف زن می دانند. اما عده ای دیگر از زنان هم باورهایی درباره مردها دارند که بسیار به مذاق مردان خوش می آید. اعتقاد این دسته بر این است که مردها موجوداتی دوست داشتنی، تلاشگر، جدی و آینده نگر هستند که زندگی و عمر خود را در راه رفاه و سربلندی زن و فرزندان فدا می کنند و به دنبال بهترین مادر برای بچه هایشان هستند».
هر چه هستی مرد باش!
به راستی چه چیز سبب شده که بافت حداکثری جامعه زنان به مردان بدبین باشند و این بدبینی تا آنجا پیش برود که عده ای از زنان کمر به قتل مردان و شوهرانشان ببندند؟با اندکی تامل و دقایقی جستجو در صفحات حوادث روزنامه و پرونده های موجود در دادگستری ها با یک واقعیت تلخ مواجه می شویم؛ واقعیتی تکان دهنده و بنیان کن؛ واقعیت خیانت، آن هم خیانت مردان به زنان. این واقعیت زمانی رنگ بحران به خود می گیرد که دكتر اقليما رئيس انجمن علمى مددكارى ايران اعلام می کند:« ۷۰ درصد مردان حداقل يك بار خيانت به همسر را در كارنامه زندگى شان ثبت می کنند»!
اما به راستی چرا؟ مردان چرا به زنان خیانت می کنند؟ دلایل گوناگونی را می توان برای این امر بیان کرد اما مهمترین دلایلی که قابل تامل و بررسی است عبارتند از: تربیت غیر اصولی، عقده های جنسی، عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی، خیانت همسر، زیاده خواهی و تنوع طلبی، احساس حقارت و ضعف شخصیت اجتماعی، بی خطر شمردن خیانت، بوالهوسی و هوسرانی، اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر، سهل انگاری زنان، عدم جذابیت همسر، از بین رفتن عشق و علاقه.
متاسفانه برخی از مردان هم برای توجیه خیانت خود، رویکرد شرعی و دینی را مطرح کرده و قوانین دینی را وسیله ای برای توجیه اعمال خود می دانند. حال آن که حتی اگر وجه شرعی موضوع هم رعایت شود شرط اول برای صحت وجه شرعی، کسب رضایت همسر است. این عده از مردان باید توجه داشته باشند که کارویژه دین و قوانین دینی، تحکیم بنیان خانواده ها و استحکام روابط زن و شوهر است نه سست کردن این بنیان ها و روابط!