تبليغاتX
وبلاگ خاطره

وبلاگ خاطره

HTML clipboard

cancer society

phpclasses.ir فارسی php

وبلاگ معتبري اقدام به رتبه بندي (و امتياز دهي)سايت هاي درج اگهي رايگان اينترنتي در ايران نموده است
 

و با معرفي بهترين و معتبرترين سايت هاي درج آگهي و تبليغات آنلاين به صورت
 

نموداري و مستند و استناد به محتويات خود سايت هاي آگهي اقدام به رتبه بندي اين سايتها نموده است

درج آگهی   
 

در صورتيکه قصد درج آگهي  در اينترنت را داريد ما به شما بازديد از اين وبلاگ را که تمام سايتهاي آگهي  را بررسي و تحليل آمارري نموده است توصيه مي کنيم

 

سئو بهینه سازی موتورهای جستجو
 

 

لغت سئو معناي فارسي ندارد و سرنام کلمات لاتين آن است


 

hostfinder.ir هاست فایندر

Data Center

domain host hosting ثبت آنلاین  هاست
w3c tools cpanel plesk
کارگزار رسمی nic.ir whois سئو seo
ثبت دومين دومين دامنه ثبت دامنه
سیستم پشتیبانی هاست نمایندگی هاست ریسلری هاست
سرور ویندوز سرور لينوكس ثبت آنلاین  دومین 10 هاستینگ برتر
کنترل پنل سرورها میزبانی در ایران سرور ايراني ميزبان

سرور اختصاصی

و چون در مبحث  «SEO چيست؟» به آن پرداخته شده در اينجا     مبحث را به اين سمت که


 آموزش سئو
پیج.رنک.گوگل
بهینه.سازی.صفحات.وب
تبادل.لینک
رنکینگ.گوگل
رتبه.بندی.گوگل
page.rank.google
ranking.google
سئو
انجمن.سئو
لینک
کپی.رایت

انتخابات
 كانديدا , كانديداها , نامزد , نامزدها , انتخابات 84 , ايران , مناظره phpclasses.ir all about php ,classes and phpclasses  , همبستگي , مشاركت عمومي

انتخابات

 , جوانان , عكس , ويژگي ها ,ويژگيها ,تحليل ها , مقاله , انتقاد
مشاهده اخبار

فروش.تخصصی.لینک و افزایش.رنکینگ
 گوگل و  گوگل.فارسی
 مرورگر.گوگل
 گوگل.ادسنس ، گوگل.ریدر ،  گوگل.دسکتاپو  آنالیزر.گوگل
 وبلاگ.گوگل
 سرویس.های.گوگل
 سایت.مپ
 error.access

نقص سئو در وبلاگهاي ايراني مي بريم و انشالله در آينده بحث را جامعتر و کاملتر پيش مي بريم

 

بهترين  ليگ برتر فوتبال سئو seo is easy دوستانه خبرنگار ايراني xdebug

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

گلشيفته و صدر جدول مشهورترين‌هاي هاليوود

 



سايت "هاليوود دات كام" اسم گلشيفته فراهاني را جزء 100 بازيگر برجسته و مشهور هاليوود قرار داده و در اقدامي عجيب، او را به عنوان نفر اول اين ليست ثبت كرده است.

جنيفر انيستون(jennifer aniston)، آنجلينا جولي(Angelina jolie)، براد پيت(brad pitt) بريتني اسپيرز(Britney spears)، جاني دپ(Johnny depp)، اورن گراهام(Lauren graham)، پاول نيومن(paul newman)، جسيكا آلبا(Jessica alba) بعد از گلشيفته به ترتيب در جايگاه‌هاي دوم تا نهم قرار گرفته اند.

جورج كلوني(george cloony) نفر هفدهم، راسل كرو(Russell crowe) نفر هيجدهم، نيكلاس كيج(Nicolas Cage ) نفر بيست و دوم، آل پاچينو(al pacino) نفر بيست و پنجم، مل گيبسون(mel Gibson) نفر سي و يكم، رابرت دنيرو(Robert de niro) نفر سي و هشتم، جت لي(jet lee) نفر پنجاه و نهم و جنيفر لوپز(Jennifer lopez) نفر هفتاد و پنجم اين رده بندي هستند.

نفس اين كه يك بازيگر و هنرپيشه ايراني در صدر رده بندي مشهورترين بازيگران توانمند هاليوود قرار گرفته بسيار خوشايند است اما چرا؟

يعني گلشيفته فراهاني آن‌قدر توانمند، باسابقه و پرتجربه است كه بدون هيچ‌گونه بازي شاخصي در آثار سينمايي برجسته هاليوود توانسته است "ره چند ساله" را چند روزه بپيمايد و "بزرگ بازيگران" هاليوود همچون آل پاچينو، رابرت دنيرو، نيكلاس كيج و... را در حاشيه قرار دهد؟!

هيچكس اجازه دخالت در زندگي شخصي ديگران از جمله گلشيفته فراهاني را ندارد اما زنان و دختران ايراني بايد بدانند چرا گلشيفته در صدر اين جدول قرار گرفته! زنان و دختران اين مرز و بوم بايد بدانند كه اين اقدام هاليوود تنها يك استراتژي تبليغاتي است و كساني كه تربيت يافته و بزرگ شده "فرهنگ ايران اسلاميزه شده" هستند اگر مي‌خواهند در صدر اين جدول ها قرار بگيرند بايد از "برخي چيزها" بگذرند كه بر حسب اتفاق(!) اين "برخي چيزها" بسيار ارزشمند هستند.

آيا به راستي اگر گلشيفته فراهاني با روسري و لباس پوشيده به هاليوود مي‌رفت اين‌گونه در صدر اين جدول قرار مي‌گرفت؟ باز هم مي گويم كه گلشيفته آزاد است هر طور كه مي‌پسندد زندگي كند اما به اين دليل كه او چهره اي شناخته شده براي ايرانيان به ويژه زنان و دختران ايراني است و از آن‌جا كه متأسفانه در اين مملكت، ضعف الگو وجود دارد، گلشيفته هم براي برخي الگو و براي بسياري ديگر، محبوب بود. پس اين كاملاً منطقي است كه دوستدران گلشيفته بدانند براي اين كه "ره چندين ساله" را چند روزه طي كنند بايد از "پوشش" خود بگذرند.

سياستي كه هاليوود در قبال گلشيفته به كار برده براي من تداعي‌گر همان سياست "چماق و هويج" است؛ به عشقِ خوردن هويج، مجبوريم چماق بخوريم؛ اي كاش اين چماق را بر جسممان مي‌زدند اما آن را بر روح، انديشه و پوششمان(همان حجابمان) مي‌زنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چرا دانشجوها خودکشی می کنند؟

به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می کند و دلش که تنگ می شود با دوستان «هم خوابگاهی اش» بیرون می رود. آن روز تصمیم بر این می شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته اند که یک پسر با لباس هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می کند و وارد می شود.

 

پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می آید:" اجازه هست اینجا بنشینم؟" می نشیند و حاصل نشستن یک ساعته اش، دوستی با مینا می شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می دهد که مینا مطمئن می شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.

 

هنوز یک ماه از این آشنایی نمی گذرد که: "مینا ازت می خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".

 

مینا به هر صورت می پذیرد. اما وقتی وارد خانه می شوند از مادر اثری نمی بیند. آرش از او می خواهد که کاملا" به حرف هایش گوش بدهد چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می کشد.

 

چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می کند و دیگر چشم هایش را باز نمی کند. همین.

 

چند قدم آن طرف تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت 9 شب؛ با لباس هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد. کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. 27

 

ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد. به نظر او فقط کسی خودکشی می کند که مخش تاب بر داشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:"تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".

 

هر چند بر اساس آموزه های ادیان آسمانی، خودکشی، عملی غیر قابل بخشش است اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟

 

راستی می دانید که سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟

 

بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر 28 مورد خودکشی دانشجویی در ایران، 7 مورد مربوط به پسران و 21 مورد دیگر مربوط به دختران است.

 

شاید کمی غیر قابل باور باشد اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه 4200 دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.

 

اما چرا؟ چه می شود که قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بهترین راه حل را انتخاب گزینه "مرگ" می بیند؟

 

بر اساس نظریه های جامعه شناسانی همچون "امیل دورکیم" و "جورج زیمل"، خودکشی از عواقب و عوارض "شهرنشینی" به شمار می آید. این نظریه پردازان بر این باورند که اساس زندگی شهری بر رقابت و کشمکش است و همبستگی و همدلی به شدت در جوامع شهری کاهش پیدا می کند.

 

این اندیشمندان بر این باورند که بیگانگی، گوشه گیری و انزوا در فضای زندگی شهری افزایش می یابد. فارغ از این نظریات، عوامل خطر ساز و تسهیل کننده خودکشی در بین دانشجویان را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود؛

 

الف) عوامل خطر ساز محیطی؛

 

همچون؛ بی کاری و مشکلات مالی، شکست در روابط عاطفی، مشکل در روابط اجتماعی و یا از دست دادن جایگاه اجتماعی، ناکامی ها و شکست های تحصیلی، تراکم بیش از اندازه دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی، فضای فیزیکی نامناسب خوابگاه ها، برخوردهای نامناسب سرپرستان خوابگاه ها با دانشجویان، زندگی با هم اتاقی دچار بیماری های روانی- اجتماعی، نبود مراکز مشاوره و مددکاری حرفه ای و...

 

ب) عوامل خطرساز زیستی و روانی؛

 

از قبیل؛ اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی، اضطرابی، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی خاص، آلودگی به مصرف الکل یا مواد مخدر، مشکل در سازگاری با تغییرات و رویدادها، سابقه اقدام به خودکشی، نداشتن مهارت لازم برای مدیریت استرس ها، داشتن روابط با جنس مخالف، تنهایی و دوری از خانواده و...

 

پ) عوامل خطرساز فرهنگی اجتماعی؛

 

همچون؛ به بن بست رسیدن در افکار و اندیشه های بنیادین اجتماعی و فلسفی (یأس فلسفی)، کمبود حمایت اجتماعی و احساس انزوا ، باورهای نادرست درباره خودکشی و...

 

کاملا" آشکار است که تلاش در جهت رفع این مشکلات و حل این مسائل می تواند رشد پدیده خودکشی در بین دانشجویان را متوقف کرده و کمیت آن را کاهش دهد. البته پیش از تلاش برای جلوگیری از گسترش رفتار خودکشی در بین دانشجویان باید به این سئوال پاسخ داد که آیا خودکشی قشر نخبه و فرهیخته جامعه برای مسئولان، سیاستگذاران و خانواده ها مهم است یا نه؟

 

طبیعی است مبارزه با پدیده نابهنجار خودکشی دانشجویی نیازمند همت و برنامه ریزی مسئولان، خانواده و خود دانشجویان است و بی توجهی به این مسئله، تبعات بسیار دردناک و غیرقابل جبرانی را برای کشور در پی خواهد داشت.

 

نظرسنجی زیر در همین راستا و به منظور کمک به کارشناسان، مسئولان، خانواده ها و دانشجویان برای جلوگیری از پدیده خودکشی دانشجویی انجام شده است. گفتنی است بیش از حدود 1000 دانشجوی ایرانی در این نظر سنجی شرکت داشته اند.

 

 

* آیا تا به حال به خودکشی فکر کرده اید؟

 

الف) اصلا".......................... (1/39 درصد)    

 

ب) فقط یکبار...................... (9/22 درصد)

   

پ) کمتر از 5 بار.................. (18 درصد) 

 

ت) بیشتر از 5 بار................ (20 درصد)

 

 

* اولویت بندی (شماره گذاری) دلایل زیر برای خودکشی دانشجویان ایرانی از نظر شما چگونه است؟

 

الف) مشکلات اقتصادی و احساس تبعیض (فقر/ بیکاری/ شهرستانی بودن و...)........... (4/43 درصد) 

 

ب) مسائل عشقی (ناکامی در عشق)................................................................ (6/22 درصد)

 

پ) به بن بست رسیدن در مسائل سیاسی و اجتماعی (یأس فلسفی).................... (18 درصد)

 

ت) بیماری های روانی...................................................................................... (8/3 درصد)

 

ث) مشکلات خانوادگی (طلاق / بدرفتاری والدین / درک نشدن از سوی والدین و...)...... (2/4 درصد)

 

ح) ضعف ایمان به خدا و نقص در باورهای دینی...................................................... (8 درصد)

 

 

 

* آیا می دانید سالانه چند دانشجو در ایران خودکشی می کنند؟

 

الف) نمی دانم.................................. (6/39 درصد) 

 

ب) 200 نفر ..................................... (4/36 درصد) 

 

پ) بین 500 تا 1000 نفر .................... (18 درصد)

 

 ت) بیشتر از 4000 نفر ..................... (6 درصد)

 

 

* مقصر اصلی در خودکشی دانشجویان را به ترتیب کدام گزینه می دانید؟

 

الف) خود دانشجو .......................................................................................... (4/19 درصد)

 

ب) والدین و خانواده ........................................................................................ (6/20 درصد)

 

پ) مسئولین(بی توجهی مسئولین به حل مشکلات دانشجویان ) ........................... (36 درصد)

 

ت) نهادهای دینی(بی توجهی به نیازهای دینی و عقیدتی دانشجویان).................... (24 درصد)

 

 

راستی نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

آیا زنان و دختران ناقص العقل اند؟

* رييس دانشگاه آزاد يكی از شهرهای استان مازندران با اغفال دختران دانشجوی جوان و كم تجربه به بهانه نمره دادن و رفع مشكل تحصيلی، آنان را در ويلای شخصی خود مورد سوء استفاده جنسی قرار می داد.

 

* فردی كه با اغفال دختران و كشاندن آنـها به داخل يك مينی بوس، از آن‌ها سوءاستفاده و اقدام به عكس‌برداری می ‌كرد، بازداشت شد. ‌

 

 ‌این فرد پس از سوء استفاده از دختران با تلفن همراه از آن ها عکسبرداری می کرده و عکس ها را برای اخاذی و به دست آوردن پول و مقاصد بعدی نگه می داشته و آن ها را تهدید می کرده است.

* فردی كه خود را دانشجوی دانشگاه حوزه هنری و كارگردان سينما معرفی كرده بود، با تشكيل يك باند، اقدام به اغفال دختران جوان می‌كرد.

فرد مذكور كه جوانی 25 ساله است، با ارائه كارت دانشجويی دانشگاه حوزه هنری و معرفی خود به عنوان كارگردان سينما، تعدادی از دختران جوان دانشجوی اين دانشگاه و خارج از آن را تحت پوشش همكاری در ساخت فيلم، جذب و سپس اغفال می‌كرد.

جوان مذكور با دو نفر از همدستان خود بيش از 35 دختر دانشجو را پس از اغفال، مورد آزار جنسی قرار داده است.

* دختر جوان ، آگهی استخدام را در روزنامه خواند و با خودش فکر کرد حتما جای معتبری است که در روزنامه آگهی اش را چاپ کرده اند ، تلفن را برداشت و با شماره اعلام شده تماس گرفت.

چند ماه بعد وقتی که دختر جوان به خاطر اغفال شدن توسط صاحب يک واحد صنفی به دادسرا شکايت کرد ، تازه فهميد که گرفتار يک باند اغفال دختران شده است و پيش از او دختران ديگری اين مسير را پيموده اند.

* فردی كه اقدام به اغفال و اذيت‌ و آزار 15 زن و دختر تهرانی كرده بود امروز دستگیر شد.

 

* مأموران پلیس تهران با پیگیری شکایت یک دختر دانشجو موفق شدند اعضای باند بزرگ اغفال و اخاذی از دختران دانشجوی شهرستانی را شناسایی و پیگیری کنند.

 

دختر جوانی با مراجعه به پلیس از فعالیت شرورانه گروهی پسر جوان که با اغفال دختران دانشجو از آن ها فیلم و عکس مستهجن تهیه و با تهدید و شکنجه از قربانیان خود اخاذی می کردند، پرده برداشت.

 

* يك مدعی ارتباط با امام عصر ، با برگزاری جلساتی با حضور اكثريت دختران جوان، از بين آنان مريدانی برای خود انتخاب كرده و درصدد جلب اعتماد خانواده‌های آنان برآمده است.

وی در يكي از اين جلسات با بيان اين كه با ائمه در ارتباط است، مي گويد: من يكی از ياران حضرت مهدي (عج) و برگزيده‌ای برای هدايت هستم.

* رییس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی جزئیات جدید پرونده قاچاق بین‌المللی زنان و دختران در بندرعباس را اعلام کرد.

 

* باند اغفال دختران در جنوب کشور متلاشی شد.

 

و و و.... مرا ببخشید که تا این اندازه با صراحت می نویسم  اما سئوالی که مدت هاست ذهنم را به خود مشغول کرده این است که آیا زنان و دختران عقلشان کم است؟ به عبارت دیگر، آیا عقل زنان و دختران کمتر از مردان و پسران است؟ آیا مردان راست می گویند که "زنان و دختران ناقص العقل اند"؟

 

آیا قوه تشخیص و عبرت پذیری در زنان کمتر از مردان است؟ چرا زنان و دختران با دیدن و شنیدن این همه اتفاق و ماجراهای دردناک باز هم عبرت نمی گیرند؟ چه چیزی باعث می شود که زنان و دختران غفلت می کنند و در دام اغفال مردان و پسران گیر می افتند؟ 

 

چرا زنان و دختران جامعه ما به راحتی گول می خورند؟ چه می شود که زنان و دختران به مردان و پسران اعتماد می کنند؟ باور کنید نمی خواهم به فضای بی اعتمادی در جامعه دامن بزنم اما آیا واقعا" با این روح های "ناآرام و لذت جو" جایی برای اعتماد هم باقی می ماند؟

 

زنان و دخترانی که با دیدن یک سوسک یا موش، ناآرام و هراسان می شوند چگونه شجاعت نزدیک شدن و اعتماد به پسران و مردان را در خود ایجاد می کنند؟ زنان و دختران ما را چه می شود که فکر می کنند خونشان از دیگران رنگین تر است و یک نیروی مافوق بشری از آنان در برابر حیله ها و نیرنگ ها حمایت می کند؟

 

چرا دختران و زنان ما فکر می کنند که در امان اند؟ چه کسی به آنان گفته که "امروز" با "دیروز" فرق دارد و چرا فکر می کنند که اوضاع "رو به راه" است؟ چرا زنان و دختران ما این اصل مهم را باور ندارند که "اگر به این راحتی به مردان و پسران اعتماد نکنند اوضاع رو به راه می شود"؟

 

آیا این همه حادثه و اتفاق بس نیست؟ آیا زنان و دختران نمی دانند که برای مردان و پسران جذاب هستند و همین جذابیت "پاشنه آشیل" آن هاست؟

 

با این حال، هنوز هم جواب سئوالم را نگرفته ام؛ "آیا عقل زنان و دختران کمتر از مردان و پسران است"؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

يلداي امسال؛ تلخ ترين يلداست

باز هم شب يلدا آمد. شبي كه براي همه يادآور جشن، گفتمان، خنده و ميوه خوران است.

 

باور كنيد نمي خواهم لذت به ياد ماندني اين شب را از شما بگيرم اما شب يلدا براي روستاييان دامدار به وي‍‍ژه روستاييان كرمانشاهي تلخ ترين شب سال است.

 

چرا؟ حق داريد كه بي خبر باشيد. وقتي كه بزرگان دولت و حكومت بي خبرند از شما كه هر كدامتان با مشكل و مسئله اي دست به گريبان ايد انتظاري نيست.

 

روستايياني كه هيچ گاه مزد دست هاي پينه بسته و ترك خورده شان را آن گونه كه شايسته رنجشان بوده دريافت نكرده اند.

 

روستايياني كه هميشه در استثمار زحمت كشي و خوش باوري خودشان اسير بوده اند و شانه هايشان پله هاي ترقي و شادماني دست هاي صاف و ناآشنا با ترك خوردگي بوده است.

 

روستايياني كه بي رياي بي ريا در پاي صندوق هاي رأي مي آيند تا در تثبيت پايه هاي نظام انقلاب اسلامي مشاركت داشته باشند.

 

اين قصه از آن جا آغاز شد كه بزرگان اصلاحات سرمست از پيروزي خويش، غرق تعريف واژه هايي همچون توسعه سياسي، گفت و گوي تمدن ها، اصلاح طلبي و... و منازعه و مجادله بر سر اين تعاريف بودند و اين ماجرا تا به امروز كه بزرگان دولت نهم شعار عدالت محوري و مهرورزي را سر داده اند ادامه دارد.

 

حتما" مي پرسيد كدام قصه؟ آري مي گويم؛"قصه سرقت هاي پي در پي و زنجيره وار دام هاي روستاييان".

 

شب كه فرا مي رسد روستاييان را اندوه فرا مي گيرد. دزدان گوسفندها نيمه هاي شب نقشه خود را عملي مي كنند و هيچ به اين نمي انديشند كه روستاييان خسته اند و همه انديشه شان انديشه فرداست.

 

يكي از روستاييان مي گفت:" نيمه هاي شب با سر و صداي گوسفندان از خواب پريدم؛ بيرون كه رفتم چند مرد نقاب پوش را ديدم كه گوسفندانم را بار ماشين مي كنند. جلو رفتم و با آنها درگير شدم كه يكي از آن ها با اسلحه تهديدم كرد؛  به او گفتم به خدا بايد از روي جنازه ام رد شوي اما وقتي به هوش آمدم دار و ندارم را برده بودند".

 

درچندين روستاي كرمانشاه، دزدان با مردم درگير شده و به سمت آن ها تيراندازي كرده اند.

 

اين دزدي ها تقريبا" هر شب اتفاق مي افتد به طوري كه مردان، زنان و كودكان روستايي هر روز صبح كه بيدار مي شوند منتظر شنيدن اخبار دزدي گوسفندان هستند.

 

جالب اينجاست كه يك مرد روستايي براي مقابله با دزداني كه گوسفندهايش را بار زده بودند يكي از آن ها را زخمي مي كند اما دادگاه او را به پرداخت جريمه محكوم و دزد را تبرئه مي كند!

 

اكنون كه مجريان امر و نيروي انتظامي از برقراري امنيت و حفظ اموال زحمت كشان بي توقع روستايي ناتوانند بياييد دعا كنيم كه خدا عمر شب هاي سال به ويژه شب يلدا را كوتاه تر كند.

 

باور كنيد يلداي امسال براي روستاييان، تلخ ترين يلداست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

وحدت شیعه و سنی: پاشنه آشیل استکبار

تسنن محمدی و تشیع علوی در انتهای مسیر رسیدن به کمال دین اسلام به هم می‌رسند و چون در چهره هم نیکو می‌نگرند هر کدام خود را در دیگری می‌بیند. از طرفی یکی از مهمترین دلایل ماندگاری و گسترش اسلام وجود دو مذهب تشیع و تسنن در نظام ساختاری مکتب اسلام بوده است.

 

دیر زمانی است که حکمای بزرگ جهان بشریت درباره امت واحد و وحدت عالم انسانی، مدینه فاضله، حکومت ایده آل یا حکومت واحد جهانی آرزوها کرده و طرحها داده اند. شاید بیش از چهل هزار سال از تاریخ پیدایش این ایده مقدس می گذرد و از چهار هزار سال قبل، فلاسفه و حکیمان زیادی در نقاط مختلف جهان برای ایجاد چنین وحدتی اقدام عملی نیز کرده و بپاخواسته اند. هر یک از حکما و فیلسوفان برای رسیدن به این هدف مقدس و عالی طرحی داده اند اما نقشه انبیاء الهی واحد است. پیامبران در طول دوازده هزار سال تاریخ مدون دینی، بیش ازیک طرح پیشنهاد نکرده اند و آن طرح وحدت جهانی بر اساس اصول "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" ،"الهکم اله واحد" و "قل هوالله احد" است.

 

پیامبران متفقاً گفته اند :"اگر می خواهید جامعه ای پر سعادت ایجاد کنید یکتاپرست باشید."  مسلمانان واقعی که در عشق نسبت به خدای محمد (ص) و خود حضرت محمد (ص) وحدت نظر دارند به معنای آن است که یکدیگر را دوست دارند. زمانی که در ایمان آوردن به الله و پیامبرش هم صدا و هم عقیده هستند همگی مومن محسوب می شوند و قرآن چه زیبا فرموده است که:"انما المؤمنون اخوه"؛ اهل ایمان با یکدیگر برادر هستند.

 

یکی از مهمترین دلایل ماندگاری و گسترش اسلام وجود دو مذهب تشیع و تسنن در نظام ساختاری دین اسلام بوده است. همانگونه که وجود احزاب سیاسی درون یک نظام سیاسی سبب رشد و تداوم نظام و شکوفایی استعدادهای نهفته آن می شود وجود مذاهب گوناگون در درون یک دین نیز سبب گسترش و ماندگاری آن دین می شود. 

 

منطق علمای سنی پیرو تسنن محمدی - نه تسنن اموی - نیز از منطق علمی و انصاف اسلامی علمای بزرگی الهام می گیرد که هر چند از طرف خلفای اموی به عنوان رئیس مذاهب رسمی اهل سنت معین شدند اما همواره به شاگردی امام جعفر صادق (ع) معترف بوده و خود را مجتهد و محققی ساده معرفی می کردند که نظراتشان برای هیچکس قابل تقلید نبوده و چیزی فراتر از یک نظریه فقهی نمی تواند باشد.

منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) از مالک (رئیس مذهب مالکی) می خواهد که کتاب فقهش را کتاب رسمی کرده و پیروی از آن را به همه ملل اسلامی اعلام کند اما مالک می گوید: " مردم را در آنچه برای خویش انتخاب می کنند آزاد بگذار." شافعی و ابوحنیفه هم هر دو اعتراف می کنند آنچه را که فتوا داده اند تنها در حکم یک نظریه است و هرگز راضی نیستند که کسی بدون تحقیق و بررسی و تعقل ، نظراتشان را پذیرفته و از آنان تقلید کند.

 

ارادت و اخلاص روسای مذاهب اهل سنت نسبت به خاندان پیغمبر بوپژه حضرت امیر (ع) و امام جعفر صادق (ع) به اندازه ای است که برای ما شیعیان شگفت انگیز و باور نکردنی است. شافعی در جایی می گوید:" و مات الشافعی و لیس ادری؛ علی ربه ام ربه الله : شافعی از دنیا رفت در حالیکه نفهمید که علی (ع) خدای اوست یا الله خدای اوست."


در زمان معاصر هم ، شیخ شلتوت ،مفتی اعظم اهل تسنن و رئیس دانشگاه بزرگ الازهر اینگونه فتوا داد: " عموم مسلمین می توانند از نظر شرعی به فقه جعفری عمل کرده و یا از یکی از مذاهب اربعه فقه تسنن (حنبلی،مالکی،حنفی،شافعی) به فقه جعفری عدول نمایند." امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران نیز، شرکت در نماز جماعت اهل تسنن و اقتدا به آنان را جایز دانسته و بارها تاکید کردند: " هر کس بین شیعه و سنی تفرقه بیندازد نه شیعه است نه سنی." و یا در جای دیگر چنین می فرمایند: " تفرقه از شیطان و وحدت کلمه از رحمان است".

 

همه ما باید آگاه باشیم که تسنن محمدی و تشیع علوی در انتهای مسیر رسیدن به کمال دین اسلام به هم می رسند و چون در چهره هم نیکو می نگرند هر کدام خود را در دیگری می بیند. بنابراین جای ذره ای شک و تردید نیست که تنها راه رسیدن به وحدت و یگانگی پایدار میان این  "دوبرادر دشمن شده" در برابر این " دشمن های برادر شده"، حرکت از متن مذهب محمدی و علوی خویش و تکیه بر کتاب قرآن است.

 

سئوال مهمی که بسیار تامل برانگیز است این است که حاصل قرنها اختلاف، تفرقه و دشمنی میان شیعه و سنی چه بوده است؟ آیا حاصل این اختلافات جز رشد علمی، صنعتی و اقتصادی غرب و دشمنان اسلام بوده است؟آیا دامن زدن به این اختلافات و تفرقه ها سبب گسترش اسلام شده است؟  

سئوال مهم دیگر این است که از کدام بخش آیه " واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا" شیعه کشی و سنی کشی استنباط می شود؟ آن دسته  از برادران اهل تسنن که تشیع را متهم به خروج از دین اسلام  می کنند بدانند که شرط اسلام برای مسلمان شدن، بر زبان جاری ساختن دو جمله " اشهد ان لا اله الا الله" و " اشهد ان محمدا رسول الله" است، پس دیگر چه جای تفرقه و اختلاف است؟  هیچ کس از هر فرقه و مذهبی که با شد حق ندارد هیچ مسلمانی را که شهادتین بر زبان آورده است، تکیفر کند.

 

بعد از پیروزی انقلاب که به فرمان امام خمینی (ره) هفته ای با عنوان هفته وحدت نامگذاری شد نشانگر اهتمام ویژه ایشان به حفظ وحدت امت اسلام بود. دشمنان اسلام از یکسو تلاش کرده اند که تشیع از افکار اهل سنت و اهل سنت از افکار تشیع بی اطلاع باشد و از سوی دیگر، همواره پیروان این دو مذهب را دشمن یکدیگر معرفی می کنند. تشیع و تسنن مشترکات اساسی و بسیاری دارند که مهمترین آنها رسالت پیامبر، قرآن ، خانه کعبه و محبت اهل بیت(ع) است .

به جرات می توان گفت که عامل اصلی شکست و بدبختی مسلمانان تفرقه و دشمنی و نفرت است. خداوند در قرآن خطاب به مسلمانان می فرماید:" کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله؛ شما (مسلمانان) بهترین امت برای ایمان آوردن به خدا و دعوت مردم به کار نیک و باز داشتن آنها از کار بد هستید."

 

آیا می توان با اختلاف و دشمنی سایر مردم جهان را به شایسته ها دعوت کرد؟ وحدت مسلمین از مهمترین عوامل و پیش نیازهای جاری شدن عدالت در جوامع اسلامی و رشد و شکوفایی علمی، اقتصادی، صنعتی و فرهنگی است. بدون تردید ،هیچ جامعه ای را در طول تاریخ نمی توانیم بیابیم که با تفرقه و اختلاف توانسته باشد به اصلاح امور سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی خود بپردازد. کوتاه سخن آنکه اختلاف، تفرقه و دشمنی همواره در طول تاریخ ، عامل افول و سقوط تمدن ها و ملتها بوده است ؛ پس باید به سوی وحدت و برادری گام برداشت.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

پلیس و خانم های بد حجاب (طرح ارتقای امنیت اجتماعی)



***********************************

****************************************

**************************************

**************************************

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

این مردم مثل قوم یهود هستن!

 

حدود دو هفته پیش ، سفری به یکی از شهرستانهای استان چهارمحال و بختیاری داشتم.

وضع کوچه و خیابونا واقعا افتضاح بود. اونقدر گل و لای و کثافت به خاطر برف و بارون توی کوچه های آسفالت نشده و شن ریزی نشده جمع شده بود که ناخودآگاه به ذهن خطور می کرد که شاید طوفان نوح همین 2 ساعت پیش اونجا اتفاق افتاده!

از دوستم پرسیدم : چرا به شهرداری خبر نمی دین تا کوچه ها رو آسفالت کنه؟

گفت: ای بابا الان 2 ساله که از شهرداری خواهش می کنیم یه ماشین شن فقط توی این کوچه بریزن ولی انگار نه انگار که وظیفشونه!

از 118 شماره شهرداری اونجا رو گرفتم و فورا تماس گرفتم.

گوشی رو که برداشتن گفتم با شهردار کار دارم. گفت: آقای... الان توی یه جلسه هستن بعدا تماس بگیرین.

گفتم: من خبرنگارم و از تهران زنگ میزنم و یه کار خیلی واجب با شهردار دارم.

به محض اینکه گفتم خبرنگارم، لحن برخوردش کاملا تغییر کرد و گفت: واقعا ببخشید که نشناختم لطفا چند لحظه گوشی!

به 10 ثانیه نکشید که شهردار گوشی رو برداشت و گفت: سلام علیکم بفرمایید!

جواب دادم: و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته! من زمانی هستم آقای....

گفت: حال شما چطوره؟ خوب هستین الحمدلله؟ من در خدمتم بفرمایید.

گفتم: آقای شهردار متاسفانه مردم شهر شکایات زیادی از نحوه عملکرد و رسیدگی شهرداری دارن. مردم اصلا راضی نیستن.یه نمونه کوچیک اینه که میگن الان 2 ساله از شهرداری میخوان کوچه ها رو شن ریزی کنه ولی شهرداری اصلا پاسخگو نیست.

جواب داد: آقای زمانی این مردم مثل قوم یهود هستن! هر چقدر هم که مثل موسی برای اینا کار کنی باز هم گوساله پرستی میکنن و بهونه میگیرن! اینا حتی نمی فهمیدن بلوار یعنی چی؟ نمیدونستن چمن چیه! من بودم که برای اینا بلوار و چمن رو آوردم.

به محض این که این حرف رو از یه مسئول شنیدم سرم سنگین شد و چشام سیاهی رفت.مغز سرم داغ کرد. نزدیک بود از حالت طبیعی خارج شم ولی برای اینکه بتونم راضیش کنم کار شن ریزی رو انجام بده خودمو کنترل کردم و گفتم:

آقای.... شما زحمت بکشین دستور بدین خ حافظ کوچه 33 رو شن بریزن که مردم بتونن راحت رفت و اومد کنن و مطمئن باشین که دعای خیر اونا پشت سر شماس.

جواب داد: چشم به خاطر اینکه شما زحمت کشیدین تماس گرفتین من همین الان یه اکیپ رو میفرستم این کارو تا 2 ساعت دیگه انجام بدن.

وقتی باهاش خدا حافظی کردم از شدت ناراحتی نفهمیدم که سلام کردم یا خداحافظی!

سرم داشت میترکید. مدام خودمو سرزنش می کردم که چرا جوابشو ندادم. چرا چرا چرا؟

خلاصه صبر کردم تا فرصت 2 ساعته شهردار تموم بشه تا جوابشو بدم.

2 ساعت گذشت ولی به اندازه 2 سال برای من طولانی بود.

فورا شماره شهرداری رو گرفتم و گفتم که زمانی هستم با آقای.... کار دارم.

جواب داد: آقای زمانی ایشون الان تشریف ندارن.

گفتم : الان که ساعت اداریه قاعدتا باید باشن. من کار خیلی مهمی باهاشون دارم.لطف کنین شماره موبایلشون رو بهم بدین.

وقتی به موبایلش زنگ زدم تا فهمید منم قطع کرد.

چندین بار پشت سر هم تماس گرفتم ولی جواب نداد. اونقد تماس گرفتم تا بالاخره بعد از 15 دقیقه جواب داد ولی نه خودش بلکه خانومش!

خانومش هم منو پیچوند و گفت: ایشون خونه نیستن. دیگه داشتم قاط میزدم. یه دفعه به ذهنم اومد که با اس ام اس حرفمو بهش بزنم. آره فکر خوبی بود.

یه اس ام اس براش فرستادم که عین اونو اینجا نقل میکنم:

 

"آقای.... سلام. امروز صبح شما یک مقایسه ای کردید که از اساس و بنیان اشتباه بود. شما این مردم رو یهود خطاب کردین و خودتون رو موسی! ولی بدونین که این مردم شیعیان علی هستن نه قوم یهود! و شما هم از آسمان تا ته زمین با موسی فاصله دارین چرا که او پیامبر خدا بود و شما غلام شاگردان موسی هم نیستین.

شما مسئول هستین و در قبال انجام مسئولیتتون پول میگیرین و ارتقای مقام شامل حالتون میشه پس هیچ منتی بر مردم ندارین. امام خمینی گفتند که مردم ولی نعمتان ما هستند.

ولی شما به همین راحتی به ولی نعمتای خودتون توهین کردین.

یادتون باشه که شما مسئول هستین و باید پاسخگو باشین"

اس ام اس رو که براش فرستادم بعد از 2 دقیقه یه اس ام اس فرستاد که: " آقای زمانی من حاضر به مذاکره حضوری هستم"

جوابشو دادم که:"به به چه عجب! شما حاضر به مذاکره تلفنی هم نشدین چه برسه به مذاکره حضوری! یادتون باشه که برای ثانیه به ثانیه این مسئولیتی که دارین باید به خدا و مردم جواب بدین"

چند ثانیه بعد دیدم گوشیم زنگ میزنه... بله خود خود خودش بود.

گوشی رو برداشتم و گفتم: سلام علیکم جناب آقای....

جواب داد: سلام آقای زمانی. باور کنین من منظور بدی نداشتم. من آدم بدی نیستم. چندین سال سابقه جبهه دارم. من از دست معاون وزیر لوح تقدیر گرفتم.

گفتم" آقای شهردار من که نگفتم شما آدم بدی هستین.ما انقلاب کردیم که مشکلات مردم رو حل کنیم. ما انقلاب کردیم که مسئولین خادم مردم باشن نه آقا بالاسر اونا! مگه امام نگفتن که اگر به من خدمتگزار بگویند بهتر از این است که رهبر بگویند.شما نگاه کنید که در بیشتر آیات قرآن هرجا اسم الله اومده بلافاصله بعدش اسم مردم (ناس) اومده و این نشانگر جایگاه رفیع مردم پیش خداس.

مردم که چیز زیادی نمیخوان. مگه یه ماشین شن ریختن چقد سخته که شما 2 سال مردم رو بخاطرش چشم انتظار بذارین؟

گفت: من فردا حتما این کارو انجام میدم. ولی دوست دارم تشریف بیارین شام در خدمتتون باشیم.

گفتم: سپاسگزارم ایشالله که همه کارامون برای خدا باشه نه برای خرما! (البته بهش نگفتم که خودم هم برای خرما کار میکنم)

و... فردای همون روز یه اکیپ از شهرداری اومدن و قال قضیه رو کندن.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

آیا مردها ذرت بو داده هستند؟


مردها موجودات پیچیده ای هستند همانگونه که زن ها پیچیده اند. عده ای از زنان بویژه فمنیست های میانه رو بر این باورند که اگر مردها نباشند زن ها راحت ترند، کمتر دلهره دارند و کمتر رنج می کشند. این دسته از زنان فکر می کنند که اگر مردها نباشند راه پرواز زن ها به آسمان باز می شود.

 

یکی از این زنان فمنیست می گوید:« خیال می کنیم اگر مردها نباشند ، تا آسمان پرواز می کنیم اما

یک روز متوجه می شویم که در قلعه ای که از عشق خودشان برای ما ساخته اند اسیر شده ایم؛ قلعه ای با دیوارهای بلند و سر به فلک کشیده. از همان ابتدای آشنایی با مردها متوجه نبودیم که آرام آرام دیوارهای این قلعه را بالا می برند و ما بدون واهمه فقط ایستادیم و تماشا کردیم ...».

 

برخی روانشناسان هم بر این عقیده اند که مردها با همه ی پیچیدگی شان ، خلق و خویی بچه گانه دارند و بسیار کم پیش می آید که به مردی بر بخوریم که به سن بلوغ رسیده باشد. مردها کودکانی اغلب ماجراجو ، تنوع طلب ، فراموشکار و فعالند.

 

 مثل پیکان دست دوم!

 

فمنیست های تندرو هم معتقدند مردها مثل « ذرت بو داده» هستند چرا که هر چند بامزه اند اما جای غذا را نمی گیرند. این گروه از فمنیست های تندرو مردها را به «پیکان دست دوم» تشبیه می کنند که ارزان و غیر قابل اطمینان هستند. اما فمنیست های مدرن ، پا را از این گونه اظهار نظرهای صرفا تئوریک بسیار فراتر گذاشته و یک نظریه تئوریک- پراکتیکال ارائه داده اند و آن این است که « مردها را بکشید حتی اگر پدرانتان باشند»!

 

زنانی هم وجود دارند که از مردها به دلیل برخی برداشت های نادرست آنان از جنس زن عصبانی هستند و می گویند:« مردها کاملا در اشتباه اند که فکر می کنند جنس زن، سيري نا پذير، حسود و بیش از حد احساساتی است». اینان باورهای غلط مردان نسبت به زن را ناشی از عدم شناخت صحيح و عدم درک روحيه ی لطيف زن می دانند. اما عده ای دیگر از زنان هم باورهایی درباره مردها دارند که بسیار به مذاق مردان خوش می آید. اعتقاد این دسته بر این است که مردها موجوداتی دوست داشتنی، تلاشگر، جدی و آینده نگر هستند که زندگی و عمر خود را در راه رفاه و سربلندی زن و فرزندان فدا می کنند و به دنبال بهترین مادر برای بچه هایشان هستند».

 

هر چه هستی مرد باش!

 

به راستی چه چیز سبب شده که بافت حداکثری جامعه زنان به مردان بدبین باشند و این بدبینی تا آنجا پیش برود که عده ای از زنان کمر به قتل مردان و شوهرانشان ببندند؟با اندکی تامل و دقایقی جستجو در صفحات حوادث روزنامه و پرونده های موجود در دادگستری ها با یک واقعیت تلخ مواجه می شویم؛ واقعیتی تکان دهنده و بنیان کن؛ واقعیت خیانت، آن هم خیانت مردان به زنان. این واقعیت زمانی رنگ بحران به خود می گیرد که دكتر اقليما رئيس انجمن علمى مددكارى ايران اعلام می کند:« ۷۰ درصد مردان حداقل يك بار خيانت به همسر را در كارنامه زندگى شان ثبت می کنند»!
اما به راستی چرا؟ مردان چرا به زنان خیانت می کنند؟ دلایل گوناگونی را می توان برای این امر بیان کرد اما مهمترین دلایلی که قابل تامل و بررسی است عبارتند از: تربیت غیر اصولی، عقده های جنسی، عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی، خیانت همسر، زیاده خواهی و تنوع طلبی، احساس حقارت و ضعف شخصیت اجتماعی، بی خطر شمردن خیانت، بوالهوسی و هوسرانی، اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر، سهل انگاری زنان، عدم جذابیت همسر، از بین رفتن عشق و علاقه.

 

متاسفانه برخی از مردان هم برای توجیه خیانت خود، رویکرد شرعی و دینی را مطرح کرده و قوانین دینی را وسیله ای برای توجیه اعمال خود می دانند. حال آن که حتی اگر وجه شرعی موضوع هم رعایت شود شرط اول برای صحت وجه شرعی، کسب رضایت همسر است. این عده از مردان باید توجه داشته باشند که کارویژه دین و قوانین دینی، تحکیم بنیان خانواده ها و استحکام روابط زن و شوهر است نه سست کردن این بنیان ها و روابط!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط