تبليغاتX
انار ترش
Welcome To My Site
Set Homepage | Add To Favorite
نام کاربري:
کلمه عبور:
وبلاگ انارترش
آخرین نوشته ها
آرشیو نوشته ها
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
لینک دوستان
نکته ها

خداوند

به زمان نیاز ندارد و هیچگاه دیر نمی کند.


اگر

درماندگی ات را با همه وجود منتقل کنی همیشه کسی هست که به دادت برسد.



آمار بازدید از وبلاگ

آمار بازديدها:


این وبلاگ دیگر آپ نمی شود
دوستان خوبم سلام؛

امید آن دارم که جسمتان همیشه شاداب و با طراوت باشد و روحتان آزاد.

امیدوارم که افکاراتان به سعادت و رستگاری بینجامد.

این وبلاگ را با تمام خاطراتش بدرود می گویم و به خانه تازه قلمم رهسپار می شوم.

راستی آدرس تازه ام این است:   anaretorsh.com


يلداي امسال؛ تلخ ترين يلداست

باز هم شب يلدا آمد. شبي كه براي همه يادآور جشن، گفتمان، خنده و ميوه خوران است.

 

باور كنيد نمي خواهم لذت به ياد ماندني اين شب را از شما بگيرم اما شب يلدا براي روستاييان دامدار به وي‍‍ژه روستاييان كرمانشاهي تلخ ترين شب سال است.

 

چرا؟ حق داريد كه بي خبر باشيد. وقتي كه بزرگان دولت و حكومت بي خبرند از شما كه هر كدامتان با مشكل و مسئله اي دست به گريبان ايد انتظاري نيست.

 

روستايياني كه هيچ گاه مزد دست هاي پينه بسته و ترك خورده شان را آن گونه كه شايسته رنجشان بوده دريافت نكرده اند.

 

روستايياني كه هميشه در استثمار زحمت كشي و خوش باوري خودشان اسير بوده اند و شانه هايشان پله هاي ترقي و شادماني دست هاي صاف و ناآشنا با ترك خوردگي بوده است.

 

روستايياني كه بي رياي بي ريا در پاي صندوق هاي رأي مي آيند تا در تثبيت پايه هاي نظام انقلاب اسلامي مشاركت داشته باشند.

 

اين قصه از آن جا آغاز شد كه بزرگان اصلاحات سرمست از پيروزي خويش، غرق تعريف واژه هايي همچون توسعه سياسي، گفت و گوي تمدن ها، اصلاح طلبي و... و منازعه و مجادله بر سر اين تعاريف بودند و اين ماجرا تا به امروز كه بزرگان دولت نهم شعار عدالت محوري و مهرورزي را سر داده اند ادامه دارد.

 

حتما" مي پرسيد كدام قصه؟ آري مي گويم؛"قصه سرقت هاي پي در پي و زنجيره وار دام هاي روستاييان".

 

شب كه فرا مي رسد روستاييان را اندوه فرا مي گيرد. دزدان گوسفندها نيمه هاي شب نقشه خود را عملي مي كنند و هيچ به اين نمي انديشند كه روستاييان خسته اند و همه انديشه شان انديشه فرداست.

 

يكي از روستاييان مي گفت:" نيمه هاي شب با سر و صداي گوسفندان از خواب پريدم؛ بيرون كه رفتم چند مرد نقاب پوش را ديدم كه گوسفندانم را بار ماشين مي كنند. جلو رفتم و با آنها درگير شدم كه يكي از آن ها با اسلحه تهديدم كرد؛  به او گفتم به خدا بايد از روي جنازه ام رد شوي اما وقتي به هوش آمدم دار و ندارم را برده بودند".

 

درچندين روستاي كرمانشاه، دزدان با مردم درگير شده و به سمت آن ها تيراندازي كرده اند.

 

اين دزدي ها تقريبا" هر شب اتفاق مي افتد به طوري كه مردان، زنان و كودكان روستايي هر روز صبح كه بيدار مي شوند منتظر شنيدن اخبار دزدي گوسفندان هستند.

 

جالب اينجاست كه يك مرد روستايي براي مقابله با دزداني كه گوسفندهايش را بار زده بودند يكي از آن ها را زخمي مي كند اما دادگاه او را به پرداخت جريمه محكوم و دزد را تبرئه مي كند!

 

اكنون كه مجريان امر و نيروي انتظامي از برقراري امنيت و حفظ اموال زحمت كشان بي توقع روستايي ناتوانند بياييد دعا كنيم كه خدا عمر شب هاي سال به ويژه شب يلدا را كوتاه تر كند.

 

باور كنيد يلداي امسال براي روستاييان، تلخ ترين يلداست.

 

 

 

 


چرا مردها ذرت بو داده هستند؟

مردها موجودات پیچیده ای هستند همانگونه که زن ها پیچیده اند. عده ای از زنان بویژه فمنیست های میانه رو بر این باورند که اگر مردها نباشند زن ها راحت ترند، کمتر دلهره دارند و کمتر رنج می کشند. این دسته از زنان فکر می کنند که اگر مردها نباشند راه پرواز زن ها به آسمان باز می شود.

 

یکی از این زنان فمنیست می گوید:« خیال می کنیم اگر مردها نباشند ، تا آسمان پرواز می کنیم اما یک روز متوجه می شویم که در قلعه ای که از عشق خودشان برای ما ساخته اند اسیر شده ایم؛ قلعه ای با دیوارهای بلند و سر به فلک کشیده. از همان ابتدای آشنایی با مردها متوجه نبودیم که آرام آرام دیوارهای این قلعه را بالا می برند و ما بدون واهمه فقط ایستادیم و تماشا کردیم ...».

 

برخی روانشناسان هم بر این عقیده اند که مردها با همه ی پیچیدگی شان ، خلق و خویی بچه گانه دارند و بسیار کم پیش می آید که به مردی بر بخوریم که به سن بلوغ رسیده باشد. مردها کودکانی اغلب ماجراجو ، تنوع طلب ، فراموشکار و فعالند.

 

 مثل پیکان دست دوم!

 

فمنیست های تندرو هم معتقدند مردها مثل « ذرت بو داده» هستند چرا که هر چند بامزه اند اما جای غذا را نمی گیرند. این گروه از فمنیست های تندرو مردها را به «پیکان دست دوم» تشبیه می کنند که ارزان و غیر قابل اطمینان هستند. اما فمنیست های مدرن ، پا را از این گونه اظهار نظرهای صرفا تئوریک بسیار فراتر گذاشته و یک نظریه تئوریک- پراکتیکال ارائه داده اند و آن این است که « مردها را بکشید حتی اگر پدرانتان باشند»!

 

زنانی هم وجود دارند که از مردها به دلیل برخی برداشت های نادرست آنان از جنس زن عصبانی هستند و می گویند:« مردها کاملا در اشتباه اند که فکر می کنند جنس زن، سيري نا پذير، حسود و بیش از حد احساساتی است». اینان باورهای غلط مردان نسبت به زن را ناشی از عدم شناخت صحيح و عدم درک روحيه ی لطيف زن می دانند. اما عده ای دیگر از زنان هم باورهایی درباره مردها دارند که بسیار به مذاق مردان خوش می آید. اعتقاد این دسته بر این است که مردها موجوداتی دوست داشتنی، تلاشگر، جدی و آینده نگر هستند که زندگی و عمر خود را در راه رفاه و سربلندی زن و فرزندان فدا می کنند و به دنبال بهترین مادر برای بچه هایشان هستند».

 

هر چه هستی مرد باش!

 

به راستی چه چیز سبب شده که بافت حداکثری جامعه زنان به مردان بدبین باشند و این بدبینی تا آنجا پیش برود که عده ای از زنان کمر به قتل مردان و شوهرانشان ببندند؟با اندکی تامل و دقایقی جستجو در صفحات حوادث روزنامه و پرونده های موجود در دادگستری ها با یک واقعیت تلخ مواجه می شویم؛ واقعیتی تکان دهنده و بنیان کن؛ واقعیت خیانت، آن هم خیانت مردان به زنان. این واقعیت زمانی رنگ بحران به خود می گیرد که دكتر اقليما رئيس انجمن علمى مددكارى ايران اعلام می کند:« ۷۰ درصد مردان حداقل يك بار خيانت به همسر را در كارنامه زندگى شان ثبت می کنند»!
اما به راستی چرا؟ مردان چرا به زنان خیانت می کنند؟ دلایل گوناگونی را می توان برای این امر بیان کرد اما مهمترین دلایلی که قابل تامل و بررسی است عبارتند از: تربیت غیر اصولی، عقده های جنسی، عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی، خیانت همسر، زیاده خواهی و تنوع طلبی، احساس حقارت و ضعف شخصیت اجتماعی، بی خطر شمردن خیانت، بوالهوسی و هوسرانی، اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر، سهل انگاری زنان، عدم جذابیت همسر، از بین رفتن عشق و علاقه.

 

متاسفانه برخی از مردان هم برای توجیه خیانت خود، رویکرد شرعی و دینی را مطرح کرده و قوانین دینی را وسیله ای برای توجیه اعمال خود می دانند. حال آن که حتی اگر وجه شرعی موضوع هم رعایت شود شرط اول برای صحت وجه شرعی، کسب رضایت همسر است. این عده از مردان باید توجه داشته باشند که کارویژه دین و قوانین دینی، تحکیم بنیان خانواده ها و استحکام روابط زن و شوهر است نه سست کردن این بنیان ها و روابط!

 


چرا دانشجوها خودکشی می کنند؟

به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می کند و دلش که تنگ می شود با دوستان «هم خوابگاهی اش» بیرون می رود. آن روز تصمیم بر این می شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته اند که یک پسر با لباس هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می کند و وارد می شود.

 

پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می آید:" اجازه هست اینجا بنشینم؟" می نشیند و حاصل نشستن یک ساعته اش، دوستی با مینا می شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می دهد که مینا مطمئن می شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.

 

هنوز یک ماه از این آشنایی نمی گذرد که: "مینا ازت می خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".

 

مینا به هر صورت می پذیرد. اما وقتی وارد خانه می شوند از مادر اثری نمی بیند. آرش از او می خواهد که کاملا" به حرف هایش گوش بدهد چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می کشد.

 

چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می کند و دیگر چشم هایش را باز نمی کند. همین.

 

چند قدم آن طرف تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت 9 شب؛ با لباس هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد. کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. 27

 

ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد. به نظر او فقط کسی خودکشی می کند که مخش تاب بر داشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:"تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".

 

هر چند بر اساس آموزه های ادیان آسمانی، خودکشی، عملی غیر قابل بخشش است اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟

 

راستی می دانید که سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟

 

بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر 28 مورد خودکشی دانشجویی در ایران، 7 مورد مربوط به پسران و 21 مورد دیگر مربوط به دختران است.

 

شاید کمی غیر قابل باور باشد اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه 4200 دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.

 

اما چرا؟ چه می شود که قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بهترین راه حل را انتخاب گزینه "مرگ" می بیند؟

 

بر اساس نظریه های جامعه شناسانی همچون "امیل دورکیم" و "جورج زیمل"، خودکشی از عواقب و عوارض "شهرنشینی" به شمار می آید. این نظریه پردازان بر این باورند که اساس زندگی شهری بر رقابت و کشمکش است و همبستگی و همدلی به شدت در جوامع شهری کاهش پیدا می کند.

 

این اندیشمندان بر این باورند که بیگانگی، گوشه گیری و انزوا در فضای زندگی شهری افزایش می یابد. فارغ از این نظریات، عوامل خطر ساز و تسهیل کننده خودکشی در بین دانشجویان را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود؛

 

الف) عوامل خطر ساز محیطی؛

 

همچون؛ بی کاری و مشکلات مالی، شکست در روابط عاطفی، مشکل در روابط اجتماعی و یا از دست دادن جایگاه اجتماعی، ناکامی ها و شکست های تحصیلی، تراکم بیش از اندازه دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی، فضای فیزیکی نامناسب خوابگاه ها، برخوردهای نامناسب سرپرستان خوابگاه ها با دانشجویان، زندگی با هم اتاقی دچار بیماری های روانی- اجتماعی، نبود مراکز مشاوره و مددکاری حرفه ای و...

 

ب) عوامل خطرساز زیستی و روانی؛

 

از قبیل؛ اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی، اضطرابی، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی خاص، آلودگی به مصرف الکل یا مواد مخدر، مشکل در سازگاری با تغییرات و رویدادها، سابقه اقدام به خودکشی، نداشتن مهارت لازم برای مدیریت استرس ها، داشتن روابط با جنس مخالف، تنهایی و دوری از خانواده و...

 

پ) عوامل خطرساز فرهنگی اجتماعی؛

 

همچون؛ به بن بست رسیدن در افکار و اندیشه های بنیادین اجتماعی و فلسفی (یأس فلسفی)، کمبود حمایت اجتماعی و احساس انزوا ، باورهای نادرست درباره خودکشی و...

 

کاملا" آشکار است که تلاش در جهت رفع این مشکلات و حل این مسائل می تواند رشد پدیده خودکشی در بین دانشجویان را متوقف کرده و کمیت آن را کاهش دهد. البته پیش از تلاش برای جلوگیری از گسترش رفتار خودکشی در بین دانشجویان باید به این سئوال پاسخ داد که آیا خودکشی قشر نخبه و فرهیخته جامعه برای مسئولان، سیاستگذاران و خانواده ها مهم است یا نه؟

 

طبیعی است مبارزه با پدیده نابهنجار خودکشی دانشجویی نیازمند همت و برنامه ریزی مسئولان، خانواده و خود دانشجویان است و بی توجهی به این مسئله، تبعات بسیار دردناک و غیرقابل جبرانی را برای کشور در پی خواهد داشت.

 

نظرسنجی زیر در همین راستا و به منظور کمک به کارشناسان، مسئولان، خانواده ها و دانشجویان برای جلوگیری از پدیده خودکشی دانشجویی انجام شده است. گفتنی است بیش از حدود 1000 دانشجوی ایرانی در این نظر سنجی شرکت داشته اند.

 

 

* آیا تا به حال به خودکشی فکر کرده اید؟

 

الف) اصلا".......................... (1/39 درصد)                

 

ب) فقط یکبار...................... (9/22 درصد)

                                

پ) کمتر از 5 بار.................. (18 درصد)                                

 

ت) بیشتر از 5 بار................ (20 درصد)

 

 

* اولویت بندی (شماره گذاری) دلایل زیر برای خودکشی دانشجویان ایرانی از نظر شما چگونه است؟

 

الف) مشکلات اقتصادی و احساس تبعیض (فقر/ بیکاری/ شهرستانی بودن و...)........... (4/43 درصد)  

 

ب) مسائل عشقی (ناکامی در عشق)................................................................ (6/22 درصد)

 

پ) به بن بست رسیدن در مسائل سیاسی و اجتماعی (یأس فلسفی).................... (18 درصد)

 

ت) بیماری های روانی...................................................................................... (8/3 درصد)

 

ث) مشکلات خانوادگی (طلاق / بدرفتاری والدین / درک نشدن از سوی والدین و...)...... (2/4 درصد)

 

ح) ضعف ایمان به خدا و نقص در باورهای دینی...................................................... (8 درصد)

 

 

 

* آیا می دانید سالانه چند دانشجو در ایران خودکشی می کنند؟

 

الف) نمی دانم.................................. (6/39 درصد)   

 

ب) 200 نفر ..................................... (4/36 درصد)  

 

پ) بین 500 تا 1000 نفر .................... (18 درصد)

 

 ت) بیشتر از 4000 نفر ..................... (6 درصد)

 

 

* مقصر اصلی در خودکشی دانشجویان را به ترتیب کدام گزینه می دانید؟

 

الف) خود دانشجو .......................................................................................... (4/19 درصد)

 

ب) والدین و خانواده ........................................................................................ (6/20 درصد)

 

پ) مسئولین(بی توجهی مسئولین به حل مشکلات دانشجویان ) ........................... (36 درصد)

 

ت) نهادهای دینی(بی توجهی به نیازهای دینی و عقیدتی دانشجویان).................... (24 درصد)

 

 

راستی نظر شما چیست؟

 

 


آیا زنان و دختران ناقص العقل اند؟

* رييس دانشگاه آزاد يكی از شهرهای استان مازندران با اغفال دختران دانشجوی جوان و كم تجربه به بهانه نمره دادن و رفع مشكل تحصيلی، آنان را در ويلای شخصی خود مورد سوء استفاده جنسی قرار می داد.

 

* فردی كه با اغفال دختران و كشاندن آنـها به داخل يك مينی بوس، از آن‌ها سوءاستفاده